پیرمردی با نگاه نگران در ساحل پارس جنوبی - میانلو

سرنوشت میانلو چه خواهد بود؟

تمبک؟ اختر؟ یا سرنوشتی دیگر…

در میان هیاهوی رسانه‌ای درباره قرارداد فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی، اغلب تمرکز بر ابعاد فنی و اقتصادی این پروژه عظیم بوده است: از رقم ۱۷ الی ۲۰ میلیارد دلاری قرارداد گرفته تا انتخاب پیمانکاران داخلی بزرگی چون پتروپارس، خاتم الانبیا، مپنا و اویک و ارزش افزوده ای که ۹۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود.
اما در این میان، یک موضوع مهم مسکوت و یک سؤال حیاتی همچنان بی‌پاسخ مانده است:
حیات روستای میانلو در سایت دو پارس جنوبی و سرنوشت اجتماعی و هویت فرهنگی مردمانش چه خواهد شد؟بافت سنتی و روستایی میانلو چه سرانجامی خواهد داشت؟

📌 پیشنهاد می شود ابتدا با منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، آشنا شوید

🔗 منطقه ویژه انرژی پارس چیست و کجاست؟

📌 بهتر است برای شناخت عملکرد سازمان منطقه ویژه پارس در حوزه اراضی و املاک

مقاله ده نقش کلیدی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در حوزه املاک را بخوانید.

تجربه‌ای که نباید از یاد برود ؛ تمبک و اختر دو مسیر متفاوت، دو نتیجه متفاوت


🔹 اختر؛ روستایی که در خاطره ها ماند و در شهر پراکنده شد

روستای ساحلی اختر، با پیشینه‌ای پررنگ در صیادی، کشاورزی و تجارت دریایی، پس از طی فرایند خرید اراضی و منازل مسکونی، در سال ۱۳۸۲ به بعد تخلیه و تخریب شد و در آخر واحدهای صنعتی و تاسیسات پتروشیمیایی و گازی جایگزین این روستای ساحلی گردیدند . اگرچه تشریفات تحصیل و تملک توسط سازمان منطقه ویژه پارس نسبت به بخش اعظم اراضی و منازل مسکونی روستای اختر انجام گردید و حقوق مالکین پرداخت شد اما هنوز پس از گذشت بیش از بیست سال عده ای از بومیان و مالکین اختر در پیچ و خم راهروهای دادگاهها و ادارات در پی احقاق حقوق خود در تکاپو می باشند.


پس از فروش منازل و اراضی روستای اختر، ساکنان آن ناگزیر به ترک زادگاه خود شدند و به‌تدریج در مناطق مختلفی از شهرستان کنگان و اطراف آن پراکنده گردیدند. گروهی از اهالی به سمت بندر سیراف کوچ کردند، عده‌ای دیگر راهی شهرستان جم شدند، و بخش قابل‌توجهی از جمعیت نیز رهسپار شهر کنگان گشتند.

در این میان، با تلاش و همت اعضای وقت شورای روستا و همراهی بدنه اجتماعی، اکثریت خانوارهای اختر توانستند در یکی از نقاط شهر کنگان به‌صورت دسته‌جمعی اقدام به خرید زمین‌های مسکونی نمایند و خانه‌های جدیدی برای خود بنا کنند. این انسجام اجتماعی و سکونت متمرکز، تا حد زیادی مانع از فروپاشی هویت فرهنگی، سنت‌های بومی و پیوندهای اجتماعی میان اهالی شد.

با این حال، تأثیر ناگزیر محیط جدید شهری بر ساختار ذهنی، سبک زندگی و باورهای بومیان اختر قابل انکار نیست. در محیط تازه دیگر خبری از ساحل دلنشین، هوای سالم، طبیعت روستا، زمین‌های کشاورزی، مراتع دامداری و اسکله اختصاصی صیادان نبود؛ تمامی آن مؤلفه‌هایی که بخش مهمی از اقتصاد، هویت و سبک زندگی روستا را تشکیل می‌دادند.

علاوه بر این، تغییر ناگهانی فضای زندگی و مهاجرت به محیطی شهری که نیازمند مهارت‌های نوین و سازگاری با مشاغل جدید بود، موجب شد بخشی از مهاجران به‌ویژه افراد مسن‌تر یا فاقد مهارت کافی، نتوانند در ساختار اقتصادی و اجتماعی جدید جایگاه مناسبی برای خود بیابند. این مسئله منجر به بروز بیکاری و کاهش درآمد در میان برخی از اهالی شد؛ پیامدهایی که به‌تدریج آثار روانی و اجتماعی خود را نیز برجای گذاشت.

محله اختر: نمونه ای از انسجام نسبی

با همه‌ی این چالش‌ها، تمرکز جمعیت اهالی روستای اختر در یک منطقه مشخص از شهر کنگان، مزایای مهمی به همراه داشت. مهم‌ترین آن، حفظ نسبی انسجام اجتماعی، تقویت شبکه‌های خویشاوندی و پایداری فرهنگی میان بومیان بود. ساکنان با سکونت در جوار یکدیگر، توانستند بخشی از هویت جمعی، رسوم بومی و ارتباطات اجتماعی سنتی خود را حفظ کنند و حس تعلق به جامعه‌ای مشترک را همچنان زنده نگه دارند. این نوع جابه‌جایی دسته‌جمعی، هرچند با از دست رفتن منابع طبیعی و معیشتی سنتی همراه بود، اما از فروپاشی کامل ساختار اجتماعی و انزوای فردی جلوگیری کرد و به‌عنوان یک تجربه نیمه‌موفق در مهاجرت روستایی در منطقه ثبت شد.

خیابانی که امروز در شهر کنگان به نام «اختر» شناخته می‌شود، یادگار آن انسجام اجتماعی و فرهنگی است که مردمان اختر، با تمام سختی از آن مراقبت‌ نمودند. جالب آنکه سازمان منطقه ویژه اقتصادی و سایر نهادهای متولی نقشی در تهیه زمین‌های این محله نداشتند؛ این هماهنگی از دل خود مردم و نمایندگانشان برخاسته بود.

🔹 تمبک؛ الگویی مطلوب تر برای تخلیه و جابه‌جایی

پس از تجربه اختر، سازمان منطقه ویژه در اقدامی شایسته رویکرد خود را بازنگری نمود. برای جلوگیری از مشکلات بوجود آمده برای ساکنین اختر و ممانعت از پراکندگی جمعیت بومیان و از بین رفتن هویت فرهنگی روستا و همگرایی روستایی ، قبل از تخلیه روستای تمبک، ابتدا زمینی در نزدیکی کنگان و در مجاورت دریا خریداری شد . زمین مورد نظر اگر نمی توانست خلا مراتع دامداران و زمین های کشاورزی را پر نماید اما پتانسیل و استعداد ساخت اسکله و تداوم شغل صیادی و تجارت را برای ساکنان تمبک را فراهم می آورد و حداقل این شغل به عنوان شغل سنتی و دیرینه مردمان تمبک می توانست همچنان برقرار و پایدار بماند.

سازمان منطقه ویژه در هنگام انجام معامله با اهالی تمبک طی سال های 85 به بعد زمین های جدید را به‌عنوان معوض به ساکنین واگذار و مبلغ زمین را از مبلغ قابل پرداخت به مالکین کسر نمود و از این حیث هیچ بار مالی متوجه سازمان منطقه ویژه نگردید.
در اقدام مفید و شایسته ای دیگر زیرساخت‌هایی مانند مدرسه، مسجد، خانه بهداشت و معابر عمومی توسط سازمان منطقه ویژه پارس تأمین مالی گردید و این تصمیم مانع از فروپاشی بافت روستایی و فرهنگی تمبک و پراکندگی اهالی در شهرهای بزرگتری همچون کنگان ، جم و شاید شیراز گردید.

نتیجه جابه‌جایی تمبک

با اینکه برخی مشکلات همچون عدم وجود اسکله اختصاصی باقی مانده، اما به‌طور کلی تمبک توانست حیات روستایی خود را، هرچند در مکان جدید، ادامه دهد. این شد نمونه‌ای از یک جابه‌جایی جمعیتی با کمترین آسیب اجتماعی و فرهنگی .

برای آشنایی با تشریفات حقوقی تملک زمین در پارس جنوبی، پیشنهاد می‌کنیم مقاله فرایند اجرای قانون نحوه خرید و تملک در پارس جنوبی را از دست ندهید.

اما میانلو به کدام سو خواهد رفت؟

اکنون، با اجرای طرح فشارافزایی و ضرورت احداث دیوار حفاظتی پیرامون منطقه صنعتی، پس از انتشار آگهی تحصیل و تملک میانلو نیز در مسیر خرید، تخلیه و جابجایی قرار گرفته است. اینکه میانلو چه سرانجامی خواهد داشت بر همه پوشیده است. سئوالات بی پاسخ در خصوص دوران پسا تخلیه فراوانند.


اما پرسش‌های بدون پاسخ

  • آیا سازمان منطقه به عنوان متولی زمین در پارس جنوبی ویژه قصد خرید زمین با موقعیتی مشابه میانلو و فروش آن به مالکین و بومیان میانلو به عنوان زمین معوض را دارد؟ آیا این سازمان مایل است تجربه مفید و مطلوب تمبک را تکرار نماید؟
  • آیا شورای میانلو و بومیان ، برنامه‌ای برای اسکان متمرکز در شهر کنگان یا سیراف و جم دارند؟ ایا مانند اهالی اختری عمل خواهند کرد؟
  • آیا در این میان شناسایی بومیان واقعی صورت گرفته است؟

تا این لحظه بنظر می رسد نه برنامه‌ای مدون از سوی سازمان منطقه ویژه اعلام شده و نه نشانه‌ای از تحرک جدی در اعضای شورا ، اهالی روستا و فعالین اجتماعی دیده می‌شود. اینک زمان انتخاب تصمیمی مناسب و مطلوب است میانلو اکنون در آستانه یک تصمیم تاریخی قرار دارد. آیا مسئولان ، اعضای شورا ، فعالین اجتماعی و بومیان از تجربه گذشته بهره خواهند برد؟ چه مسیرها و انتخاب هایی پیش روی آنان است؟

الف – می توانند مسیر اختر را تکرار نمایند …

در این حالت، ساکنان میانلو همانند اهالی روستای اختر می‌توانند با هماهنگی درون‌روستایی، اقدام به خرید زمین در نقطه‌ای مشخص از شهر کنگان یا شهرهای دیگر مانند سیراف ، بنک و جم نموده و در همان محل جدید مستقر شوند. اگرچه بافت روستا به‌طور کامل از بین خواهد رفت و میانلو تنها به نامی بر خیابانی در شهر محدود خواهد شد، اما از سوی دیگر، این شیوه استقرار می‌تواند تا حدی مانع از فروپاشی هویت فرهنگی و اجتماعی شود.
در چنین سناریویی، انسجام اجتماعی اهالی حفظ می‌شود و مهاجرت به‌صورت جمعی می‌تواند از احساس غربت، بی‌هویتی و انزوای فردی جلوگیری کند. در عین حال، خانواده‌ها از مزایای نسبی زندگی شهری همچون دسترسی به خدمات درمانی، آموزشی و حمل‌ونقل نیز بهره‌مند خواهند شد. با این وجود، فضای سنتی و معیشت بومی به‌تدریج کمرنگ یا حذف خواهد شد و باید برای آن چاره‌اندیشی شود.

ب- اگر الگوی تمبک را تکرار نمایند، آثار مثبت تری به همراه خواهد داشت …

در این فرض تجربه جابه‌جایی متمرکز روستای تمبک، می تواند به عنوان الگویی مطلوب برای بومیان میانلو نیز مورد استفاده قرار گیرد. تجربه موفق جابه‌جایی متمرکز روستای تمبک می‌تواند به‌عنوان یک الگوی عملی و کم‌هزینه از نظر فرهنگی و اجتماعی برای ساکنان میانلو نیز تکرار شود. این مدل زمانی اثربخش خواهد بود که مقدمات آن با دقت و هماهنگی لازم فراهم گردند.

در گام نخست، ضروری است شناسایی دقیقی از بومیان واقعی و ساکنان دائمی میانلو صورت گیرد تا از سوءاستفاده‌های احتمالی و ایجاد ناهماهنگی در روند واگذاری‌ها جلوگیری شود.
در گام بعد، تأمین زمین معوض در موقعیتی مناسب، ترجیحاً در مجاورت ساحل، نه‌تنها امکان حفظ بخشی از معیشت سنتی نظیر صیادی را فراهم می‌سازد، بلکه پیوند جغرافیایی و ذهنی بومیان با زیستگاه سابق خود را نیز حفظ می‌کند.

همچنین، ایجاد زیرساخت‌های پایه‌ای نظیر مدرسه، مرکز بهداشت، مسجد، فضاهای فرهنگی و ورزشی، و معابر عمومی، پیش‌نیاز تداوم حیات جمعی در محل جدید است.
در نهایت، این فرآیند تنها زمانی به موفقیت نزدیک می‌شود که با همکاری صمیمانه و مستمر بین مردم، شورای روستا و مدیران سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس همراه باشد.
چنین مدلی، نه‌تنها آسیب‌های ناشی از مهاجرت اجباری را به حداقل می‌رساند، بلکه زمینه حفظ هویت اجتماعی و فرهنگی جامعه میانلو را نیز فراهم می‌کند..

ج) اگر هیچ‌کدام از الگوهای پیشین مورد توجه قرار نگیرد

در چنین شرایطی، احتمال بروز پیامدهای فرهنگی و اجتماعی جدی ناشی از مهاجرت اجباری روستاییان به شهر بسیار بالاست. از میان رفتن سبک زندگی سنتی، گسست آداب و رسوم بومی، فشار فرهنگی ناشی از مواجهه ناگهانی با سبک زندگی شهری، تضعیف زبان و گویش محلی، و کاهش انسجام روابط خانوادگی و اجتماعی از جمله پیامدهای این جابه‌جایی بی‌برنامه خواهد بود.

⚠️ اگر قصد خرید زمین در محدوده پارس جنوبی را دارید،

حتماً مقاله راهنمای جامع خرید زمین در پارس جنوبی را بخوانید؛

این راهنما شامل نکات کلیدی، هشدارهای حقوقی و تجربه‌های عملی از خریدهای گذشته در منطقه است.


جمع‌بندی

جابجایی میانلو، در صورت نداشتن الگوی اجتماعی روشن و برنامه‌ریزی‌شده، می‌تواند به نابودی کامل بافت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بومیان این روستا منجر شود.
تجربه روستای تمبک، به‌عنوان یک نمونه موفق از جابجایی جمعی با کمترین آسیب اجتماعی، باید به‌عنوان مدل الگو در فرآیند انتقال میانلو مورد توجه قرار گیرد.
تحقق موفقیت‌آمیز این جابه‌جایی، نیازمند هماهنگی مؤثر و همدلانه میان ساکنان روستا، اعضای شورا و مدیران سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس است.
در غیاب برنامه‌ریزی دقیق، آینده میانلو با خطر جدی از هم‌پاشیدگی اجتماعی و گسست فرهنگی مواجه خواهد بود.

پیمایش به بالا